دیدین دیدین دیدین؟(آهنگ نیست این،دوم شخص جمع از ماضی دیدنه)
دیدین به قولم عمل کردم...حالا یه کوچولو که عمل کردم...عمل کردم دیگه...
می دونم...امسال قراره سال خوبی بشه...مشخصه...اصلا به خاطر همین ۸۷ بودن و بامزه بودنش...
قراره رنگ صلحو ببینم امسال (حس آمیزی)
قراره خوشبختیه دنیا رو ببینم (مجاز)
قراره کنکور یه رشته ی خوب قبول شم (اغراق)
قراره سلامتی دوست و آشنا و غریبه رو ببینم (فقط و فقط از ته ته دلم)
یه پست نوشتم همین الان..همش پرید...الان دیگه حوصله ندارم اندازه اون موقع حرف بزنم...
بعد این:
فرزندان شما،فرزندان شما نیستند.آنها دختران و پسران اشتیاق زندگی به خویشند.آنها از طریق شما یه جهان می آیند،اما از آن شما نیستند...می توانید دوستشان بدارید،اما نمی توانید اندیشه های خود را درظرف زندگیشان بریزید.زیرا آنها آفریدگان اندیشه خویشند.می توانید تنشان را در خانه نگاه دارید،اما روحشان را هرگز.زیرا روح آنها در خانه ی فردا زندگی می کند.شما هیچ گاه به خانه ی فردا نمی رسید.حتی در رویا.بکوشید شاید مانند آنها شوید.اما نکوشید آنها را مانند خود کنید.زیرا زندگی به قفا نمی نگرد و در دیروزها درنگ نمی کند. "جبران خلیل جبران"
آی دوس دارم اینو بنویسم بزنم به دیوار اتاقم....آی دوس دارم...
می خوام بهترینا رو براتون بخوام...اما می دونین..خدا که همیشه بهترینارو برامون می خواد،اول سال و آخر سال نداره...کاش ما اول سال یاد بگیریم هرچی تا آخر سال برامون پیش میاد بهترینه...
بعد مستحضر هستید که من خودم گل و تبریک و عیدی و اینا هستم...حالا عیدتون مبارک :)
پ.ن:وبلاگ همتون رو می خونم...نظر نمی ذارم فقط...شما که انقدر صب کردین.خب ۳-۴ ماهم روش دیگه....
خوش بگذره...
فعلا...
بازم پ.ن:این پستو ۳ بار ویرایش کردم...یعنی می شه درست باشه این بار؟ :)