تولد وبلاگمه امروز...همین...
تازه همینم نه.دیروز تولدش بود...همین...
دوسش دارم خیلی...اصولا وبلاگ خاصی که نیس...یکم چرت و پرته...مهم تاثیریه که رو زندگیم گذاشته...
همین که خیلی از دل مشغولیام شدین شماها برام لذت بخشه...اینکه حس کنم یکیو که نه دیدیمش نه صداشو شنیدم نه خیلی چیزای دیگه واسم انقدر ارزش داره رو دوس دارم...اینکه نگران محیا شم...دلم تنگ شه واسه نرگس...بفهمم مریمو....جوش مامان بزرگ گیلاسی رو بزنم...دعا کنم واسه خوشبختیه خرس قهوه ای...منتظر روزی باشم که ام اس از کنار اسم ویولت خط بخوره...دلم بخواد یه روز این خانومه تو وبلاگش بنویسه من ترک کردم...ذوق کنم که سروین میخواد درس بخونه...از ته دل خوشحال شم وختی مهناز می نویسه من و سوگلم خوبیم...امیدوار باشم که هومن رتبه میاره تو خوارزمی...حواسم به روزا باشه تا وختی مهسا بگه نی نی ش به دنیا اومده...بخوام ضحاک به عشقش برسه...
و اینکه هر دفعه می رم حرم اسماتونو می گم و دعاتون می کنم براتون....همش برام عزیزه...وبلاگ واینترنت دنیای مجازی نبوده برام...الان جزئی از زندگی واقعیم شده...جزئی که چه عرض کنم...
چند تا از بلاگرایی که گفتم اسماشونو نمی دونن می خونم وبلاگاشونو مثه اون خانومه و ویولت و مهسا...
خیلی بلاگرای دیگه هم هستن که نگفتم اسماشونو...ولی فک نکردن بهشون جزو محالاته...
جز مهسا که همیشه بهترین دوستم بوده و هست و خواهد بود ، خیلی از بهترین دوستامو اینجا پیدا کردم...فامیلم پیدا کردم تازه...باید بگم حتما :)
اگه شخصیت داشتین و خواستین کادو بفرستین بگین آدرس بدم :) مطمئنا من وختی مطمئن شم شما شخصیت داریم یه شخصیتی از خودم بروز می دم دیگه :)
خوش باشین...
فعلا...